Let’s travel together.

تشویق و تنبیه

0 4

می خوایم ماجرای تشویق و تنبیه رو از دیدگاه های مختلف بررسی کنیم

  • دیدگاه رفتارگرایی

در دیدگاه رفتارگرایی پروسه آموزش به صورت زیر هست:

۱- تقلید

۲-تکرار

۳-تداعی

۴-تقویت

در این دیدگاه که به نوعی ما قالب های ذهنی از پیش تعیین شده برای کودک داریم . تقویت به همان معنای تشویق یا تنبیه هست به این صورت که :

تشویق = تقویت کاری که مورد علاقه ماست

تنبیه = برحذر داشتن از کاری که مورد علاقه مون نیست

در این روش نقدش در اینه که می تونه امر تربیت کاملا سلیقه ای و براساس قدرت نمایی والدین انجام بشه . در این روش تشویق و تنبیه جواب می ده و رفتار رو شکل می ده اما اثرات منفی در شخصیت کودک باقی می ذاره که مناسب نیست .

اگر تنبیه رو در بخش جسمی و غیرجسمی ببینیم می تونیم تاثیرات اون رو بهتر بررسی کنیم. به طور کلی تنبیه یک عمل ناخوشاینده که انجام شدنش اون رو مجاز می کنه . وقتی تنبیه کردن از هر نوعش برای ما به شکل یک عادت دربیادبخصوص تنبیه بدنی، این فرایند تبدیل به یک الگوی تربیتی می شه و لذا نه تنها خودمون رو محق می بینیم در این ماجرا بلکه داریم به بچه هامون هم این مجوز رو می دیم که زدن به عنوان یک روش تنبیهی آزاده.

پس مراقب اون چه انتخاب می کنیم باشیم.

عوارض تنبیه جسمی در دیدگاه “ژان ژاک روسو” :

  • تنبیه گاهی ریشه عمل رو جوری خشک می کنه که اون عمل دیگه به کل انجام نمی شه . کودکی که به خاطر جیغ و فریاد زدن طوری کتک خورده که دیگه فریاد زدن رو کنار می گذاره حتی به عنوان یک مکانیسم دفاعی موقع تجاوز و …
  • ایجاد کینه در مقابل مرجع قدرت
  • تکرار یک رفتار تکرارشونده غلط = تلافی به این معنا که کودک آرزو داره در مقام مرجع قدرت قرار بگیره
  • ایجاد پنهان کاری = فقط در حضور مرجع قدرت ضمانت اجرایی داره
  • بی حسی میاره
  • کودک آزار رسوندن رو مجاز می دونه
  • از بین رفتن عزت نفس = خودش رو آزارپذیر می بینه .درواقع آزارپذیر بودن رو در شان و شخصیت خودش می دونه
  • شرطی شدن= اون قدر بپربپر می کنه تا حتما سرش دادبزنی که بشین.
  • تشدید لجبازی= تکنیک دفاعی کودک در برابر تنبیه
  • کسب توجه= کودک گرفتن توجه منفی رو به بی توجهی ترجیح می ده ( به من توجه کن حتی اگر کتکم می زنی . پس بیشتر دست به کارهای بد می زنه)
  • تهدید و ایجاد ترس= من به واسطه قدرتی که دارم تو رو محدود می کنم تا رفتاری در تو شکل بگیره

تنبیه روانی:

همه ی موارد تنبیه جسمی به اضافه ی اثرات تنبیه جسمی در روان کودک باقی می مونه حتی با گذشت چندسال که:

  • باعث تهدید آگاهانه خود کودک (احساس ها و نیازهاش) می شه = نیازهای کودک رو تهدید کنیم تا به خواسته مون برسیم
  • سرکوب روانی نیاز به پذیرش = دیگه دوستت ندارم
  • سرکوب نیاز به ارتباط = باهات قهرم
  • محبت مشروط = دیگه مامانت نمی شم
  • ایجاد ناامنی = میذارمت می رم
  • و …

گاهی در تنبیه دو موضوع غیر مرتبط رو به هم ربط می دیم. یعنی تنبیه با عمل اتفاق افتاده سنخیت نداره و از یک جنس نیستن .

مثال: اگر اتاقت تمیز نشه خوراکی نداری

تبدیل تنبیه به تهدید: وقتی برای عمل انجام شده ما تعیین کننده عکس العملش هستیم در واقع داریم کودک رو تهدید می کنیم

مثال: اگر حموم نری پارک نمی ریم / درستش اینه که بگیم : اگر حموم نری بو می گیری

خب .

از این مثال چه نتیجه ای می گیرین ؟

این مثال می تونه تعریف درستی از تنبیه کردن رو بهمون بده ؟

شما چی فکر می کنید ؟

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.