|
عنوان |
سفرهای سندباد |
| نویسنده | محمدعلی سپانلو |
|
تصویرگر |
علی اکبرصادقی |
|
ناشر |
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
|
شماره شابک |
978-600-01-0282-1 |
| موضوع | افسانه های ملل |
| کلیدواژه | سفر ، تجربه ، سندباد |
مهسانوشت:
داستان از ماجرای سندباد باربر شروع می شود . وقتی که سندباد در یک روز بسیار گرم و در زیر تیغ آفتاب با باری که بر پشت داشت به جهت رفع خستگی به در قصری تکیه کرد و با صدای بلند با خود گفت: ” راستی که زندگی من با صاحب این قصر چه قدر فرق دارد! بخت او پیروز است و بخت من خستگی هرروز . چرا باید او این همه در ناز و آسایش باشد و من در رنج و فرسایش؟” . از قضا صاحب خانه سندباد بحری بود و صدای او را شنید . او را به خانه دعوت کرد و پس از پذیرایی شروع به بیان سفرهای خود کرد …
این کتاب شامل هفت سفرنامه از سفرهای سندباد است و در پایان می گوید: ” ای یاران و ای سندباد بری، اکنون که به گذشته می اندیشم، می بینم که مرا از این سفرهای پرخطر چندان سود مال نبود که شوق دیدن و آموختن چیزهای تازه مرا خوش مبی آمد تا زندگی را در دریا، در سفر و با مردم ناشناس بگذرانم. سفر است که مرد را آزموده می کند. من اکنون دیگر پیر شده ام ؛ اما هنوز آرزوی سفری دیگر به دل دارم . اگر مرگ مرا امان نداد ، شما جوانان کار مرا پی بگیرید که انسان چون آب است، اگر در یک جا بماند، بوی ناک می شود”
شبنمنوشت:
کتاب «سفرهای سندباد» بازنویسی است از یکی از آثار کهن ایران برای کودکان. در روزگاران قدیم دو مرد همنام در بغداد زندگی میکردند: سندباد بری فقیر و سندباد بحری ثروتمند بود. سندباد بری باربر بود و هر روز در گرما بار و پشتههای سنگین را بر دوش خود حمل میکرد. روزی به در قصر سندباد ثروتمند رسید و برای دمی استراحت به دیوار تکیه کرد و با خود از بخت خوش صاحب قصر و بخت بد خود گفت. مرد ثروتمند صدای او را شنید و او را به داخل قصر خواند و داستان زندگی و ماجراهایی را که بر او گذشته روایت کرد. سندباد بحری هفت بار با کشتی به سفر میرود و هر بار با ماجراهای هیجانانگیز و شگفتی مواجه میشود.
کتاب «سفرهای سندباد» در سال 1979 برنده جایزه اول نمایشگاه کتابهای تصویری جهان، ژاپن شده است.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.