|
عنوان |
قیچی که دنبال کار میگشت |
| نویسنده | منیره هاشمی |
|
تصویرگر |
مجید ذاکری |
|
ناشر |
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
|
شماره شابک |
978-964-391-809-5 |
| موضوع | کار کردن |
| کلیدواژه | قیچی، خیاط، بیکاری |
شبنمنوشت:
کتاب «قیچی که دنبال کار میگشت» داستان یک قیچیِ تیز است که عاشق کار کردن است. استاد آهنگر او را ساخته تا هر وقت لازمش داشت از آن استفاده کند. استاد آهنگر مشغول ساختن چیزهای دیگر میشود ولی قیچی را فراموش میکند.
قیچی از بیکاری بدش میآید. برای همین راه میافتد تا کاری برای خودش پیدا کند. او میخواهد سیبیلهای گربه به نظر خیلی بلند میآید. قیچی به گربه پیشنهاد میکند سیبیلهایش را کوتاه کند. اما گربه اصلا نمیخواهد سیبیلهایش را کوتاه کند. الاغ هم دوست ندارد گوشهایش را کوتاه کند، خروس هم دوست ندارد دمش را کوتاه کند واو را دنبال میکند تا او را نوک بزند. قیچی فرار میکند و داخل خانهای میشود که درش باز است. در این خانه قرار است عروسی برگزار شود. خانم خیاطی در حال دوخت لباس عروس است. اما قیچیاش خیلی کند است. خانم خیاط از دیدن او خوشحال میشود و لباس عروس را میبرد و به موقع آماده میکند. فردای آن روز قیچی را از استاد آهنگر میخرد.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.