|
عنوان |
کشاورز پیر و خرس قهوهای |
| نویسنده | رضا رهگذر |
|
تصویرگر |
عادل رستم پور |
|
ناشر |
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
|
شماره شابک |
978-964-432-979-1 |
| موضوع | زیرکی- تدبیر کردن- حل مساله |
| کلیدواژه | حل مساله، افسانهها، قصه قدیمی، قلدری |
شبنمنوشت:
کتاب «کشاورز پیر و خرس قهوهای» بازنویسی از یک قصه قدیمی است. وقتی سروکارتان به یک قلدر بیمنطق بیفتد چه کار می کنید؟ کشاورز این قصه از عقلش استفاده میکند تا بتواند بر خرسی زورگو که نان زن و بچهاش را بریده پیروز شود.
کشاورز پیری که هفت دختر دارد در کنار جنگلی زمینی دارد. او هر سال با کاشتن گیاهان مختلف خرج زن و دخترانش را در میآورد. روزی از روزها خرسی از راه میرسد و ادعا میکند که جنگل و زمینهای اطراف آن همه مال اوست. کشاورز به خرس میگوید بیا ترب بکاریم هر آنچه که روی زمین بود مال تو و ریشهاش مال من.
خرس بعد از برداشت میفهمد که سرش کلاه رفته حسابی عصبانی میشود و به کشاورز حمله میکند. ولی کشاورز با تربها فرار می کند.
سال بعد کشاورز گندم میکارد و این بار قرار میگذارند که هر آنچه روی زمین است برسد به کشاورز و هر آنچه زیر زمین است برسد به خرس. هنگام برداشت محصول کشاورز که میداند این بار نمیتواند از دست خرس قسر در برد، خرس را با فریب داخل کیسهای میفرستد و سر آن را میدوزد و با کمک زن و دخترانش خرس را حسابی ادب میکند.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.