کاش یکی قصه اش را می گفت

80,000 

خب آره ، خاطر خواه شدم ! خاطرخواه گیس گلابتون . دلم می خواهد بیاید پشت پنجره و نگاهم کند . وقتی نگاهم می کند ، دلم یک جوری گرم می شود . انگشت هایم جان می گیرند . می توانم هزار تا گردن بند خمیری درست کنم . می توانم یک عالمه سبزی پاک شده را بسته بتدی کنم تا ننه جانم راضی شود . می فهمی آقا موشه ؟ بگو ببینم ، تو تا حالا خاطر خواه شده ای ؟ نه ، حتما نشده ای که این جوری تک و تنها و بی خیال ول می گردی ….

 

2 عدد در انبار