|
عنوان |
پرنده چه گفت؟ |
| نویسنده | رویا |
|
تصویرگر |
بهمن دادخواه |
|
ناشر |
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
|
شماره شابک |
3-904-432-964-978 |
| موضوع | نکوهش زودباوری، تدبیر کردن، حل مساله |
| کلیدواژه | پرنده، شکارچی، پند، رها شدن، تدبیر کردن |
شبنمنوشت:
کتاب «پرنده چه گفت؟» بازنویسی سادهای است از یکی از حکایتهای دفتر چهارم مثنوی معنوی.
در این حکایت پرنده کوچک اما زیرکی به دام شکارچی میافتد. گنجشک از به او میگوید اگر او را آزاد کند سه پندش میدهد که اگر به گوش بگیرد نیکبخت میشود.
شکارچی هم که میبیند پرنده کوچکتر از آن است که او را سیر کند قبول میکند. آنها قرار میگذارند که پرنده پند اول را در دستان شکارچی، پند دوم را لبه دیوار و پند سوم را بر روی شاخه درخت به او بگوید.
پند اول پرنده این است که هرگز هیچ چیز غیرممکن را باور نکن. بر لبه دیوار میپرد و پند دوم را میدهد که بر گذشته غم و حسرت نخور. و میگوید که گوهری گرانبها و سنگین وزن در دل اوست.
مرد نادان خود را بر خاک میاندازد و از حسرت خود را میزند. پرنده مرد را سرزنش میکند چنین چیزی ممکن است و او را بر نادانیش آگاه میکند.
مرد شرمنده از پرنده میخواهد که پند سوم را بگوید. ولی پرنده قبول نمیکند. میگوید: «راستی که پند گفتن به مردم نادان خوابآلود، تخم افشاندن در شورهزار است. هر پارچهای را میشود رفو کرد اما چاک نادانی و ابلهی هرگز رفوپذیر نیست.»
کتاب مقدمهای درباره جلالالدین محمد مولوی دارد. اصل اثر هم در پایان کتاب آورده شده است که امکان مقایسه را فراهم میکند.
کتاب «پرنده چه گفت؟» جایزه دوم نمایشگاه نوما در سال 1978 و جایزده دوم شانزدهمین نمایشگاه کتابهای تصویری جهان در ژاپن در سال 1979 را دریافت کرده است.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.