|
عنوان |
عینک نمی زنم |
|
عنوان اصلی |
Carlotta eine Brille will ich nicht |
| نویسنده | آنت لنگن |
|
تصویرگر |
فراوکه بار |
|
مترجم |
منیژه نصیری |
|
ناشر |
زعفران |
|
شماره شابک |
978-600-7438-67-1 |
| موضوع | عینک زدن کودکان ، لجبازی |
|
کلیدواژه |
عینک ، چشم ، چشم پزشک ، بینایی ، مسائل کودکان |
مهسانوشت:
تاینا . همون دختر کوچولویی که نمی خواست موهاش رو شونه کنه ( اگه داستانش رو نمی دونید اینجا کلیک کنید ) و عموما اگر چیزی رو دلش می خواست طوری جیغ می زد که آقای مایر در طبقه ی بالا ، خانواده ی فیشر در طبقه ی پایین و دانشجوهای واحد کناری هم می فهمیدن باز اوضاع بر وفق مراد تانیا یست .
این بار تانیا به چشم پزشکی رفته و دکتر بهش گفته که چشماش نزدیک بینه و بنابراین نیاز داره که عینک بزنه . اما تانیا اصلا از این تغییر خوشش نمیاد و خیلی تلاش می کنه یه جوری از شر این عینک خلاص شه . یه بار روی سرسره جا می ذاره ، یه بار توی آکواریوم و …
تا اینکه دیگه کم کم بابت ندیدن هاش به دردسر افتاد و ….




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.